شمارهٔ ۱۸۰

غزلیات

تا کی غم معاش خورم؟ وقت بندگی است
مردم ز فکر زندگی ای دل چه زندگی است

باشد برو ز هر نفسی تازیانه یی
زان باد پای عمر توگرم دوندگی است

بر سر بود نشیمن گل، از شکفتگی
در پای جای خار مدام از گزندگی است

دست سخاست، پایه معراج برتری
جای سحاب، بر سر خلق از دهندگی است

واعظ بس است زینت ما فقر و مسکنت
چون گل طراز جامه درویش ژندگی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}