شمارهٔ ۱۹۶

غزلیات

خرام ناز تو، معمار شهر ویرانیست
نگاه، مفتی آیین نامسلمانیست

ز شیوه های تو ای شاه ملک استغنا
کسی که ملتفت ماست، چین پیشانیست

عجب نباشد، اگر گشته چشم دلها سیر
که دست زلف تو در کیسه پریشانیست

یکی ز خاک نشینان کوی تست مگر
که عطف دامن گردون ز صبح نورانیست

کشیده است مگر تیغ، کوه تمکینت
که آفتاب ز حیرت چو چشم قربانیست

میان ناز تو صبر ما مگر جنگ است
که باز چشم سخنگوی، در رجز خوانیست

مدان ز سیل بلا واعظ اضطراب مرا
تپیدن دل من در تلاش ویرانیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}