شمارهٔ ۳۶۶

غزلیات

تن نزار من، از چاکهای جامه نماید
بدان طریق که مویی ز شق خامه نماید

نمانده آن قدر از من که آورد بنظر کس
مرا بخلق مگر گاه گاه جامه نماید

از آن نمیکند آن دوست یاد ما، که نخواهد
که چین جبهه بما از شکنج نامه نماید

درین زمانه شرافت بود بزینت ظاهر
که گل بفرق کسان خار رنگ جامه نماید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}