شمارهٔ ۴۱۸

غزلیات

وقت نزاع، جان و دل از بهر غارتش
ناخن بهمزند ز دو ابرو اشارتش

شاید که در لباس رسد از لبش بکام
پنهان شده است معنی از آن در عبارتش

گردیده خاطرم چو قدمگاه یاد او
غمها از آن کنند تلاش زیارتش

دل خانه شکسته ز بار وجود تست
باشد خراب ساختن خود، عمارتش

واعظ نبود با خبر از زخم تیغ دوست
مرهم چه خوب کرد که داد این بشارتش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}