شمارهٔ ۴۶۷

غزلیات

تا کعبه با خیال تو همدوش رفته ام
این راه را تمام بآغوش رفته ام

دور و دراز شد سفر بیخودی مرا
گویا ببوی زلف تو از هوش رفته ام

در حیرتم که با همه بیقوتی چه سان
از یادت ای نگار قصب پوش رفته ام؟!

نازش ز چین جبهه برویم کشیده تیغ
تا چون خطش بسیر بنا گوش رفته ام

واعظ بمجلسی که در آن بوده حرف دوست
خود را ز شوق کرده فراموش رفته ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}