امیر پازواری
شمارهٔ ۱۴۷
دوبیتیها
چِلُویی دوسْ مه، هر دم چِلُو دَری تو
زرِ شیشهره مونّی، گِلُودَری تو
اگر دونّم که قلم فرُو دری تو،
اونوخت اِمِّهْ من، اوّلِ خُودری تو
امیر پازواری
دوبیتیها
چِلُویی دوسْ مه، هر دم چِلُو دَری تو
زرِ شیشهره مونّی، گِلُودَری تو
اگر دونّم که قلم فرُو دری تو،
اونوخت اِمِّهْ من، اوّلِ خُودری تو
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}