شمارهٔ ۲۳

غزلیات

زاهد! نشُسته دست ز تن، جانت آرزوست؟
جان را فدا نساخته، جانانت آرزوست؟

نازرده پای در طلب از زخم نیش خار
سِیرِ گُل و صفای گُلستانت آرزوست؟

چون کودکانِ بی‌خبر از راه و رسمِ عشق
روزِ وصالِ بی شبِ هجرانت آرزوست؟

بیرون نکرده دیوِ طبیعت ز مُلکِ تن
اهریمنا! نگینِ سلیمانت آرزوست؟

از خسروانِ مُلکِ بقا، خلعتِ وجود
بی ترکِ برگِ عالمِ امکانت آرزوست؟

یک ره کمر نبسته به خدمت چو بندگان
همواره قُربِ حضرتِ سلطانت آرزوست؟

وحدت، خیالِ بیهده تا کی؟ عبث چرا
حور و قصور و کوثر و غُلمانت آرزوست؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}