شمارهٔ ۳۴

غزلیات

دیوانه کرده است مرا عشق روی یار
از تن ربوده تاب و توان و ز دل قرار

هر ملک دل که لشکر عشقش خراب کرد
بیرون کشید عقل و ادب رخت از آن دیار

جان‌های پاک بر سر دار فنا شدند
تا زین میانه سر انا الحق شد آشکار

ای شیخ پا به حلقه دیوانگان منه
با محرمان حضرت سلطان تو را چه کار

از صدق سر به پای خراباتیان بنه
در کوی فقر دامن دولت به دست آر

البته جلوه‌گاه جمال خدا شود
آیینه دلی که شود پاک از غبار

وحدت خموش باش که در مکتب جنون
حل گشته است مسئله جبر و اختیار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}