شمارهٔ ۵۹

غزلیات

به من فرمود پیر راه بینی
مسیح آسا دمی خلوت گزینی

که از جهل چهل سالت رهاند
اگر با دل نشینی اربعینی

نباشد ای پسر صاحبدلان را
به جز دل در دل شب‌ها قرینی

شبان وادی دل صد هزارش
ید بیضا بود در آستینی

سلیمان حشمتان ملک عرفان
کجا باشند محتاج نگینی

بنازم ملک درویشی که آنجا
بود قارون گدای خوشه‌چینی

مگو این کافر است و آن مسلمان
که در وحدت نباشد کفر و دینی

عجب نبود اگر با دشمن و دوست
نباشد عاشقان را مهر و کینی

خدا را سر حکمت را مگویید
مگر با چون فلاطون خم نشینی

نروید لاله از هر کوهساری
نخیزد سبزه از هر سرزمینی

برو وحدت اگر ز اهل نیازی
بکش پیوسته ناز نازنینی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}