بخش ۳ - صفت نعل بندان

شهرآشوب کوچک

آن سخت دلان که خود پسندند
بیجاده لبان نعل بندند

از روی چو آفتاب ایشان
هر نعل چو ماه گشته تابان

وز پرتو آن رخ گذاره
هر مه را، چشم پر ستاره

عاشق ز جمال شان مشوش
نعلش ز فروغ شان در آتش

گشته ز فروغ روی ایشان
هر میخ فتیله ی فروزان

پروانه زده زبیمِ تو، بیخ
گاهی بر نعل و گاه بر میخ

چکّش به دکّان ز واله هان است
انگشت ز دسته در دهان است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}