غزل شمارهٔ ۷۵

غزلیات

مهر رخسار و مه جبین شده‌ای
آفت دل بلای دین شده‌ای

مهر و مه را شکسته‌ای رونق
غیرت آن و رشک این شده‌ای

پیش ازین دوست بودیم از مهر
دشمن من کنون ز کین شده‌ای

من چنانم که پیش ازین بودم
تو ندانم چرا چنین شده‌ای

ننشستی چرا دمی با من
گرنه با غیر همنشین شده‌ای

دل ز رشکم تپد چو بسمل باز
بهر صیدی که در کمین شده‌ای

غزلی گفته‌ای دگر هاتف
که سزاوار آفرین شده‌ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}