هاتف اصفهانی
قطعه شمارهٔ ۳
مقطعات
گفت فیاض خان والا شان
خنجر آن خدیو نیکو نام
آن بود بحر و بحر بی پایان
این نهنگ و نهنگ خون آشام
باد آن را ز لطف حق دائم
باد این را زیمن بخت مدام
خون بدخواه نامراد خضاب
سینهٔ خصم کج نهاد نیام
هاتف اصفهانی
مقطعات
گفت فیاض خان والا شان
خنجر آن خدیو نیکو نام
آن بود بحر و بحر بی پایان
این نهنگ و نهنگ خون آشام
باد آن را ز لطف حق دائم
باد این را زیمن بخت مدام
خون بدخواه نامراد خضاب
سینهٔ خصم کج نهاد نیام
{{ metaLine }}
موردی نیست.
{{ poet.poem_count }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}