شمارهٔ ۷

غزلیات

گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست ترا؟
حال من حال سگان، این چه سؤالست ترا؟

می کنم یاد تو و میروم از حال بحال
من باین حال و نپرسی که: چه حالست ترا؟

سالها شد که خیال کمرت می بندم
هرگزم هیچ نگفتی: چه خیالست ترا؟

ای گل باغ لطافت، ز خزان ایمن باش
که هنوز اول نوروز جمالست ترا

وصف حسن تو چه گویم؟ که ز اسباب جمال
هر چه باید همه در حد کمالست ترا

نوبت کوکبه ماه منست، ای خورشید
بیش ازین جلوه مکن، وقت زوالست ترا

عمر بگذشت، هلالی، بامید دهنش
خود بگو: این چه تمنای محالست ترا؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}