شمارهٔ ۸۹

غزلیات

مرا بباده، نه باغ و بهار شد باعث
بهار و باغ چه باشد؟ که یار شد باعث

رسیده بود گل، آن سرو هم بباغ آمد
بیار می، که یکی صد هزار شد باعث

نبود ناله مرغ چمن ز جلوه گل
لطافت رخ آن گلعذار شد باعث

اگر بمیکده رفتیم عذر ما بپذیر
که باده خوردن ما را خمار شد باعث

اگر ز کوی تو رفتیم اختیار نبود
فغان و ناله بی اختیار شد باعث

گر از تو یک دو سه روزی جدا شدیم مرنج
که گردش فلک و روزگار شد باعث

قرار در شکن زلف یار خواهم کرد
بدین قرار دل بیقرار شد باعث

بمجلس تو هلالی کشید طعن رقیب
گل وصال تو بر زخم خار شد باعث

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}