شمارهٔ ۷۹

غزلیات

آنچه باید همه داری و نداری مانند
کس نگوید مه و خورشید به رویت مانند

اتفاق است که بی مثل جهانی لیکن
قیمت حسن تو صاحب‌نظران می‌دانند

عکس گل‌های رخ خویش در آیینه ببین
تا ز اندیشه بستان و گلت بستانند

التفاتی نبود چشم خوشت را به کسی
بر سر خاک درت شاه و گدا یکسانند

بادها عطر‌فروشان سر زلف تواند
گرد گل‌های چمن بوی تو می‌گردانند

دیده‌ای باد بهاری که گل افشان گردد
مهربانان دل و جان بر تو چنان افشانند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}