شمارهٔ ۲۲

غزلیات

زاغ...گی آن کرکس ... فراست
کش همی پهنه ... جهان زیر پر است

من و زین مردم... تظلم حاشاک
همه فریادم از این طارم...کر است

گو بفرما عدد موی زهار زن خویش
شیخ ... اگر صوفی صاحب نظر است

آه... به و ...به سرشکم بشمار
بر تو... تماشای شمال و شمر است

ابرو و غمزه و پیشانی... لرش
چاچ... و رستای سنان و سپر است

این دو ... که از دیر و حرم لاف زنند
جوق... سگ و گله ... خر است

چیست...گی آن شهرکش آفاق حصار
چرخ ... و ... جهت بام و در است

به جز ارواح مکرم که ز شهر دگرند
همه ... گهر هر که بدین شهر در است

گفت سردار همی در پی ... جهان
هر که انکار کند از همه... تر است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}