شمارهٔ ۱۱۴ - به حاجی محمد اسمعیل طهرانی نوشته

بخش اول

گرامی سرور مهربان حاجی اسمعیل بیک، از اول ماه تااکنون سه چهار مرتبه محض ملاقات و پرسش حالات شما راهی دور و دراز پیموده ام و به خلاف روزگار گذشته هیچ نوبت حاضر نبودی، محروم و خایب مراجعت کردم. حق مساله همان ملاقات مجرد و صحبت یک ساعته نبود، بنا داشتم تا روز است و تو از کار تعزیه و خدمت تکیه فارغی با هم مشغول مقابله کتاب باشیم و چون نوبت رزیت و عزا رسید من هم خودی در میان انداخته شاید از برکات همراهی شما و دولت قبول جناب سیدالشهدا صلوات الله و سلامه علیه ما را هم با همه آلودگی و فقدان قابلیت خار آن خرم بوستان و خاک آن بلند آستان شمارند. چون مقدر نبود میسر نشد.

باری هنوز از ایام تعزیت چندان نگذشته، در صورت ترک معاندت گردون و برگ مساعدت کوکب وقتی باقی است، اگر تایید بخت و همت شما کاری می کرد که دو شباروز یا کمتر اوقات در مقابله کتاب و معامله رزیت می بردیم، در نفس الامر کار معاش و معاد را با هم غایله پرداز گشته بودیم. اگر استاد سخن و آقای کهن ادیب اریب استاد راستین آقا سیدعلی نیز که صاحب مجلس و خداوند عزاست در تکیه نه محفل مقابله حضور می داشت سور و سوک و طرب و کربی با هم مرکب داشتیم. زیاده زحمت و تمنائی ندارم. اگر هم گرفتاری عایق رنج افزائی ماست ما را فراموش نفرمائید که در همه احوال به دعای احباب و توجه آن جناب محتاجیم.جناب مستطاب قبله گاهی آقا سیدعلی را از قول من عرض سلامی چاکرانه بر گوی.

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}