شمارهٔ ۵۶ - به سرکار شاهرخ خان در طهران نگارش رفته

بخش دوم

دیشب به هوای استیفای بزم خدام خداوندی خاطر از خطره و خیالی باز پرداخته، بر این آستان که خرابات و مناجات را در قضای حاجات محراب آسمان است تا دو ساعت از شام گذشته مقامت جستم واقامت کردم، دولت دیدار میسر نشد، همانا مقدر نبود، فرد:

بر آستان تو مشکل توان رسید آری
عروج بر فلک سروری به دشواری است

محروم و خایب باز شدم و چون اوقات گذشته به رنج مباینت انباز. تا کی خدام خداوندی را از غوغای هفتاد و دو ملت استخلاص خیزد، و این خاکسار ارادتمند را به زیارت بزم خاص عالی اختصاص افتد. زیاده نیازی به اطالت نیست. هر اوقات احضار فرمایند و بار بخشند حاضرم.

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}