بخش ۲۹ - در بیان تجرید می‌فرماید

کنز الرموز

چیست تجرید‌، از علایق پاک شو
در ره آزادگان چالاک شو

همچو مرغان بستهٔ دانه مباش
مبتلای خویش و بیگانه مباش

همچو گل خندان و بیرون شو ز پوست
گر تو را معنی تجریدی ازوست

در لب دریا به غواصان نگر
کاو به تجرید آورد چندان گهر

چون مجرد شد ز نقد و نسیه مرد
او برآورد از فلک یکبار گرد

کم زن ای دل گر همی‌خواهی کمال
سر این معنی‌ست انفق یا بلال

هرکه در تجرید مرد فرد نیست
در طریق اهل معنی مرد نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}