شمارهٔ ۱۰

غزلیات

خطت که درد و داغ تو نو می‌کند مرا
جان در بلای عشق گرو می‌کند مرا

عمری به راه عشق ز سر داشتم قدم
باز آرزوی آن تک و دو می‌کند مرا

من کشته از جواب سلامی و لطف یار
امیدوار گفت و شنو می‌کند مرا

شرمنده خیال توام در غمی چنین
کو پرسشی به آمد و رو می‌کند مرا

دید ابروی تو شاهی و دیوانه گشت باز
آری خراب آن مه نو می‌کند مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}