شمارهٔ ۳۱

غزلیات

مرا سری است که بر خاک آستانه اوست
چو تیر غمزه کشد جان و دل نشانه اوست

شب دراز چه پرسی که چیست حالت شمع؟
دلیل سوز دلش رنگ عاشقانه اوست

در این صحیفه نخواندم خط خطا، زانرو
که هر چه مینگرم نقش کارخانه اوست

عجب مدار که خواب اجل برد ناگه
مرا که شب همه شب گوش بر فسانه اوست

سرود مجلس اگر نیست گفته شاهی
چگونه دیده خلقی تر از ترانه اوست؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}