شمارهٔ ۴۵

غزلیات

تا ز شب بر مهت نقاب افتاد
سایه بالای آفتاب افتاد

در رخم تا بناز خنده زدی
نمکی بر دل کباب افتاد

مردم دیده را ز مژگانت
خار در جایگاه خواب افتاد

شیشه زان سر نهد بپای قدح
که حریف تنک شراب افتاد

در چمنها بنفشه بیتاب است
تا به زلف تو پیچ و تاب افتاد

گرد روی تو خط زنگاری
سبزه ای بر کنار آب افتاد

حاجت باده نیست شاهی را
که ز جام لبت خراب افتاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}