شمارهٔ ۷۱

غزلیات

ای بی‌خبر از گریهٔ خونین‌جگری چند
باز آی، که در پای تو ریزم گهری چند

سوز دل عشاق چه دانند که چونست
بگریخته از داغِ بلا بی‌جگری چند

چون لاله به داغ دل و خوناب جگر باش
ای چشم چو نرگس همه بر سیم و زری چند

با هر خس و خاری منشین ای گل رعنا
کز باد صبا دوش شنیدم خبری چند

مائیم طریق خرد از دست نهاده
وارسته به اقبال تو از درد سری چند

گفتی: چه کسانند اسیران ره عشق
ماتم‌زده سوخته دربه‌دری چند

شاهی سفر عشق به غفلت نتوان رفت
هشدار، که این مرحله دارد خطری چند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}