شمارهٔ ۷۴

غزلیات

عید شد، خوبان به عزم مجلس و می می‌روند
دردمندان راه می‌پرسند و از پی می‌روند

گر به گشتی می‌رود، تنها خوشست آن آفتاب
قاصد جان منند آنها که با وی می‌روند

چون گل و سنبل پری‌رویان ز آب و تاب می
طره‌ها آشفته و رخساره در خوی می‌روند

آنکه می‌رفتند با تکبیر و قامت، این زمان
با نوای ارغنون و ناله نی می‌روند

می‌رود شاهی ز کویت از دم سرد رقیب
بلبلان از بوستان در موسم دی می‌روند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}