شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

مهی شد کان رخ زیبا ندیدم
نشانی زان گل رعنا ندیدم

شبی دیدم سر خود پیش پایت
ز شادی پیش زیر پا ندیدم

تو تا ننمودی آن رخ، بودم آزاد
ترا دیدم، دگر خود را ندیدم

شدم خاموش در وصف دهانت
که از تنگی سخن را جا ندیدم

چه افتادت به عشق این بار، شاهی
ترا هرگز چنین رسوا ندیدم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}