شمارهٔ ۱۲۶ - استقبال از سلمان ساوجی

غزلیات

با تو عمری شد که لاف دوستداری می‌زنم
لاجرم اکنون ز هجرانت به کام دشمنم

غنچه‌وار از دست دل خواهم گریبان چاک زد
چند سوزم لب به مهر و شعله در پیراهنم

گفته‌ای: خون ریزمت دست ار به دامانم زنی
گر میسر می‌شود این کار، دستی می‌زنم

تیغ آن قصاب را از خون من عار است و من
همچنان خود را میان کشتگان می‌افکنم

آه دردآلود شاهی قصه دل باز گفت
از کباب من حکایت کرد و دود روزنم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}