شمارهٔ ۱۵۲

غزلیات

منم با درد همزانو نشسته
ز ملک عافیت یک سو نشسته

کجا رفت آنکه می‌گفتیم شب‌ها
غم دل با تو رو در رو نشسته؟

درون دل خیال قامتت، راست
مرا تیری است در پهلو نشسته

منم پیوسته در سودای زلفت
ز غم سر بر سر زانو نشسته

مرا گفتی: بر این در کیست شاهی
غباری بر سر این کو نشسته

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}