شمارهٔ ۱۶۰

غزلیات

تا بسته‌ای به سلسله مشک‌بو گره
جان‌های بیدلانست به هر تار مو گره

عمری گذشت وان گره زلفم آرزوست
یارب مباد در دل کس آرزو گره

زان دم نمیزنم چو صراحی بخون دل
کز شوق، گریه میشودم در گلو گره

بستم خیال زلف کجت بر کنار چشم
جعد بنفشه راست بر اطراف جو گره

هر صبحدم که باد ز لعل تو دم زند
خون در درون غنچه شود تو بتو گره

در کار خویش صد گره از بخت دیده ام
تا دیده ام بر ابروی آن تندخو گره

شاهی ندوخت چاک دل از زلف نیکوان
کایام زد به رشته امید او گره

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}