شمارهٔ ۱۷۱

غزلیات

لب شیرین شکرخند داری
ز خوبی هر چه می‌گویند داری

چه باشد گر گدای خویشتن را
به دشنامی ز خود خرسند داری؟

چه شیرین است بارت ای نی قند
به سودای که دل در بند داری؟

متاب آن زلف را بهر دل من
که آنجا مبتلایی چند داری

چو دل در بند خوبانست، شاهی
چه شد ار گوش سوی پند داری؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}