شمارهٔ ۱۷۹

غزلیات

مرا اگر چه ببینی و رو بگردانی
دلم چگونه از این آرزو بگردانی؟

بدوستی که نگردانم از جفای تو سر
اگر به خاک سرم را چو گو بگردانی

مرا به سلسله زلف چون کشی در بند
بجرم عاشقیم کو بکو بگردانی

ز دوست گر همه تیغ بلا رسد، ای دل
طریق عشق نباشد که رو بگردانی

سیاه نامه شدی شاهی از سخن، آن به
که بعد از این ورق گفتگو بگردانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}