شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

چه شوخیست که در چشم پر فتن داری؟
چه شیوه است که در زلف پر شکن داری

تو ای رقیب، چه میخواهی از من بیدل
که در میانه همین قصد جان من داری

حدیث خسرو وشیرین به دور تو گم شد
که عاشقان بلاکش چو کوهکن داری

تو خون گرفته چه آئی بکوی او هر دم؟
مگر چو من هوس خون خویشتن داری؟

ببرد شیوه چشمت . . . دل شاهی
هنوز تا تو در این شیوه‌ها چه فن داری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}