شمارهٔ ۱

غزلیات

بیار آن چه دلِ ما به یکدگر کَشَدا
به ‌سر کش آن چه بلا و اَلَم به سر کشدا

غلامِ ساقیِ خو‌یشم که بامدادِ پگاه
مرا ز مشرقِ خُم، آفتابْ برکشدا

چو تیغِ باده برآهیجم از میانِ قدح
زمانه باید تا پیشِ من سپر کشدا

چه ‌زَرّ و سیم و چه خاشاک‌ْ پیشِ من، ‌آن روز
که از میانهٔ سیماب، آبِ زَر کشدا

خوش است مستی و آن روزگارِ بی‌خبری
که چرخ، غاشیهٔ مَردِ بی‌خبر کشدا

درِ نشستِ من آن گه‌ گشاده‌تر باشد
که مست ‌گردم و ساقی مرا به‌ در کشدا

اگر به ساغرِ دریا هزار باده کشم
هنوز همتِ من ساغرِ دگر کشدا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}