شمارهٔ ۱۹

غزلیات

رفت یار و غمی ز یار بماند
جان زغم زار و تن نزار بماند

دل و یار و نشاط هر سه شدند
عشق و هجران و درد یار بماند

رفت معشوق و عشق باقی ماند
که ز معشوق یادگار بماند

هست چون یار غمگسار عزیز
هرچه از یار غمگسار بماند

شد دل و بردبار عاشق او
بر سر ره به ‌انتظار بماند

جان‌که بد در طریق عشق سوار
در ره عشق آن سوار بماند

خِرَدِ کارْ دیده در ره عشق
سخت عاشق شد و ز کار بماند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}