شمارهٔ ۳۵

غزلیات

کرانه گیرم تا خود ز عشق باز کنم
در خصومت بر خویشتن فراز کنم

زعشق دوست بدین عشق و دوستی که منم
نه ممکن است‌ که من خود زعشق باز کنم

زیاد روی خداوند آن دو زلف سیاه
چو نام عشق بود من سخن دراز کنم

گرش ببینم و دستم به زلف او نرسد
به چشم با سر زلفش ز دور راز کنم

نیوفتد سخنش در برابر سخنم
که او حدیث زناز و من از نیاز کنم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}