شمارهٔ ۳۸

غزلیات

ای پسر ما دل ز تو برداشتیم
بار عشق تو به تو بگذاشتیم

تا تو ما را دوست از دل داشتی
ما تو را چون جان و دل پنداشتیم

چون تو برگشتی و دل برداشتی
از تو برگشتیم و دل برداشتیم

ما همین پنداشتیم از تو نخست
هم چنان آمد که ما پنداشتیم

تا کی از بدمهری و بیگانگی
ما تو را بیگانه‌وار انگاشتیم

چند از این قلاشی و ناداشتی
ما نه قلاشیم و نه ناداشتیم

مهر خرسندی کنون بر دل زدیم
تخم صبر اندر دل و جان کاشتیم

بر سرکوی تو خواندیم این غزل
رخت بر بستیم و دل برداشتیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}