شمارهٔ ۴۴

غزلیات

جانا جفا نکردم هرگز به جای تو
کارم به جان رسید زجور و جفای تو

هرچند جز جفا نکنی تو به جای من
حقا که جز وفا نکنم من به جای تو

دل برده‌ای اگر ببری جان روا بود
زیرا که جان نخواهم جز از برای تو

ور صد هزار جان بود ای دوست مرمرا
من وقف کرده‌ام به دعا و ثنای تو

من بی‌رضای تو نکنم عیش در بهشت
حاشا که دوزخ است مرا بی‌رضای تو

هر روز بر امید جمالت هزار بار
سجده‌کنم به‌ پیش سریر و سرای تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}