شمارهٔ ۳۲

قطعات

ای بار خدایی که خداوند جهانی
لشکر شکن و ملک ده و ملک ستانی

دریادل و مه‌طلعت و خورشید ضمیری
باران سپه و ابر کف و برق سنانی

فخرست به‌ سلطانی تو پیر و جوان را
تا با خرد پیری و با بخت جوانی

چون مهر و سپهری و نه آنی و نه اینی
چون ابر و هژیری و نه اینی ونه آنی

چندین سخن نغز که دارد که تو داری
چندین سخن نغز که داند که تو دانی

شاهان جهان را به‌ گه کین و گه مهر
از تخت برانگیزی و بر تخت نشانی

با تیغ به یک ساعت ملکی بگشایی
با جام به یک لحظه‌ گنجی بفشانی

هرگز نبود شادی و هرگز نبود غم
آن را که برانی تو و آن را که بخوانی

در جام تو می بر صفت آب حیات است
چون خضر امیدست که جاوید بمانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}