شمارهٔ ۲۵ - جواب پسر

مثنویات

ای شه مشرق شده چون آفتاب
وز تو جهان در حد مغرب به تاب

گر همه بر ماه رسد افسرم
هم به ته پای تو باشد سرم

رو تو چو خورشید ز مشرق برآی
من بسم، اسکندر مغرب گشای

تا تو به مشرق بوی و من به غرب
حربه خورد هرکه درآید به حرب

ور به ملاقات رهی رای تست
افسر من خدمتی پای تست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}