مثنوی 25 | ای شه مشرق شده چون آفتاب
ای شه مشرق شده چون آفتاب
وز تو جهان در حد مغرب به تاب
گر همه بر ماه رسد افسرم
هم به ته پای تو باشد سرم
رو تو چو خورشید ز مشرق برآی
من بسم، اسکندر مغرب گشای
تا تو به مشرق بوی و من به غرب
حربه خورد هرکه درآید به حرب
ور به ملاقات رهی رای تست
افسر من خدمتی پای تست
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}