شمارهٔ ۲۸

غزلیات

قدری بخند و از رخ قمری نمای ما را
سخنی بگوی و از لب شکری نمای ما را

سخنی چو گوهرتر صدف لب تو دارد
سخن صدف رها کن، گهری نمای ما را

به نظر ندیده ام من اثر دهان تنگت
اگرت بود دهانی اثری نمای ما را

منم اندر این تمنا که ببینم از تو بویی
چو صبا خرامشی کن، کمری نمای ما را

ز خیال طره تو چو شب است روز عمرم
به کرشمه خنده ای زن، سحری نمای ما را

به زبان خویش گفتی که گذر کنم به کویت
مگذر ز گفته خود گذری نمای ما را

چو منت هزار عاشق بود، ای صنم، ولیکن
به همه جهان چو خسرو دگری نمای ما را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}