شمارهٔ ۳۷

غزلیات

آن شه به سوی میدان خوش می رود سوارا
یا رب، نگاه داری آن شهسوار ما را

غارت نمود زلفش بنیاد زهد و تقوی
تاراج کرد لعلش اسباب پادشا را

جولان کند سمندش چون سم او ببوسم
کو بر زمین زمانی ننهد ز ناز پا را

خواهم که در رکابش باشم و لیک نتوان
کز خود عنان زلفش بربود این گدا را

گفتی که یاد کردم گه گه ز حال خسرو
کردی چرا فرامش زین گونه این گدا را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}