شمارهٔ ۱۲۳

غزلیات

ای دل وامانده، خیز، ره سوی جانان طلب
وز نفس اهل درد مایه درمان طلب

پرده اعلاست عشق، گر ملکی، این گشای
لجه دریاست عشق، گر گهری، آن طلب

چند مرادت ز فقر، کشف و کرامات چند
چون خضرت آشناست، چشمه حیوان طلب

شیر شو و صید را در ته چنگال کش
مرد شو و خصم را بر سر میدان طلب

هست مراد کسان دولت روز وصال
آنچه مراد من است در هجران آن طلب

هر که شبی زنده داشت همدم روح الله است
نان چه ربایی ز خوان چاشنی جان طلب

مست شو، ای هوشیار، لیک نه زین باده خور
از قدح مصطفی باده احسان طلب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}