شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

مجو صبرم که جای آن نمانده ست
مران از در که پای آن نمانده ست

مبین در سجده های زرقم، ای بت
که این طاعت سزای آن نمانده ست

ببوسم پای بت را وان نیرزد
که در سینه صفای آن نمانده ست

دلی دارم که مانده ست از پی عشق
خرد جویی، برای آن نمانده ست

دلا، بگذار جان بدهم در این کوی
که هنگام دوای آن نمانده ست

خموش، ای پندگو، چون من نماندم
ز من بگذر که جای آن نمانده ست

کسان در باغ و من در گوشه غم
که خسرو را هوای آن نمانده ست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}