شمارهٔ ۱۵۶

غزلیات

به هر بیتی که وصف آن رخانست
چو نیکو بنگری شه بیت آنست

کمر که بسته او هست جانم
مرا جانی ست آن هم در میانست

ندارم در میان تو سخن هیچ
ولی جان را سخن در آن دهانست

به ما گر می کند چشم تو شوخی
که شوخی شیوه های سرخوشانست

به هر مو زلف تو دارد دو صد دل
چه دزدی پر دلی نامهربانست

دلم را برد و جان را کشت چشمت
جهانگیرست و هم صاحب قرانست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}