شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات

بازش هوس شکار برخواست
وز دلشدگان قرار برخاست

او مرکب ناز راند و از خلق
هر سوی فغان زار برخاست

او پیش شکار مست بگذشت
فریاد ازان شکار برخاست

من خاک شوم بر آن زمینی
کز توسن او غبار برخاست

صبر و دل و نام و ننگ ما برد
عشق آمد و هر چهار برخاست

عاشق نه یکی، هزار جان داد
ناله نه یکی، هزار برخاست

خواب دگرش به دیدن آمد
شاد آمد و شرمسار برخاست

از رنج منش چه شد زیادت
وز کشتن من چه کار برخاست

ای عقل، برو، ز ما که نتوان
زین میکده که هوشیار برخاست

با درد خوشم که نام مرهم
از خسرو دلفگار برخاست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}