شمارهٔ ۱۸۰

غزلیات

می نوش که دور شادمانیست
خوش باش که روز کامرانیست

سر بر مکش از شراب کایام
از تیغ اجل به سر فشانیست

این دل که ز عشق می خورد خون
با دشمن خود به دوستگانیست

مغرور مشو به بانگ نایی
کاواز درای کاروانیست

هر دم که به خوشدلی برآید
سرمایه حاصل جوانیست

ساقی دل مرده زنده گردان
زان می که چو آب زندگانیست

عشق آمد و عقل رخت بر بست
این هم ز کمال کاردانیست

بی خوابی و عاشقیست کارم
سگ بهر وفا و پاسبانیست

خسرو به گزاف چند لافی
بانگ دهل از تهی میانیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}