شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

دیوانه شدم در آرزویت
ای چشم جهانیان به رویت

جان تو که بد شده ست حالم
وان بد همه از رخ نکویت

دی روی تو دیدم و نمردم
شرمنده بمانده ام ز رویت

بوی خوشم آید از تو در جیب
گل داری یا همین است بویت

پرسی که چگونه ای ز من دور؟
دور از تو چه پرسیم، چو مویت

خاک تن من سرشته چونست
در خور نشد آب ازین سبویت

ماییم و تحیر و خموشی
وافاق همه به گفت و گویت

گفتی تو که آب خوردن آور
امروز به دیده ام چو جویت

خسرو به کمند تو اسیر است
بیچاره کجا رود ز کویت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}