شمارهٔ ۲۷۹

غزلیات

درد دلم را طبیب چاره ندانست
مرهم این ریش پاره پاره ندانست

راز دلت را به صبر گفت بپوشان
حال دل غرقه را کناره ندانست

خال بنا گوش او زگوشه نشینان
برد چنان دل که گوشواره ندانست

قافله عقل را به ساعد سیمین
راه بجایی برد که یاره ندانست

سختی ازان دیدی، خسروا، که به اول
قاعده آن دل چو خاره ندانست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}