شمارهٔ ۳۲۵

غزلیات

چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفت
بر آستانت مرا سخت حیله ساز بخفت

ز ناز بازی چشمت امیدوار شدم
ولی دریغ که چشمت به خواب ناز بخفت

درین هوس که ببیند به خواب چشم ترا
بخفت نرگس و بیدار گشت و باز بخفت

به باغ با تو همی کرد سر و پای دراز
به یک طنابچه که بادش بزد دراز بخفت

تصور تو به خوبی نگنجدم به خیال
حقیقت است که در پرده مجاز بخفت

رخ آن گهیم نمودی که من ز دست شدم
چه سود جلوه محمود چون ایاز بخفت

ز خاک پای نمانده ست چشم خسرو باز
به خاک پات که این چشمهای باز بخفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}