شمارهٔ ۳۵۴

غزلیات

موی را نیست این میان که تراست
پسته را نیست این دهان که تراست

قامت راست سرو را ماند
سرو باشد چنین روان که تراست؟

جان ببردی و خوش هنوز نه ای
دست بر دل نه این زمان که تراست

تا چها بر تو کردمی من، اگر
حسن بودی مرا چنان که تراست

بر رخ زرد من بخند و بگو
خنده انگیز زعفران که تراست

گوییا بیشتر برای زر است
این سخن بر سر زبان که تر است

کشته گشتم ز ابروی تو، مکش
بر دل خسرو، این کمان که تراست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}