شمارهٔ ۳۵۵

غزلیات

هر که در پیش چشم روشن ماست
گوییا آفت دل و تن ماست

چشم ما گر نمی شود، ماناک
آن همان آفتاب روشن ماست

لاله ها می دمد ز خون دو چشم
گرد من آن بهار و گلشن ماست

غمزه زن جان من و گر میرم
غم مخور خون ما به گردن ماست

ما چو هندوی سومنات به عشق
بت پرستیم و دل برهمن ماست

گفتم از مهر سوخت خسرو، گفت
چند ازین ذره ها به روزن ماست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}